تبليغاتX
بی کس09367441998 - معصوم مضلوم
بی کسی هم عالمی داره

برخي سايت ها رنجنامه خانم زهرا ابراهيمي را که توسط عده اي مفسد و انسان نما با آبروي او بازي شده را بدين شرح منعکس کردند. حرف هاي جواني نيز همچون همه مردم ايران برائت خود را از اين اقدام زشت و ناپسند اشاعه دهندگان فحشا اعلام داشته و به سرکار خانم ابراهيمي مي گوييم شما هم خدايي داريد! ان ربک لشديد العقاب..



پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.


گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سکوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور کافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با کساني که آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاکستري شهر ماست تقسيم کرد.


شايد اين شرح يک تجربه است.


شايد اين يک شکايت است براي يکي از بازيگران زن سريال نرگس و يا من مسوولي هستم براي دفاع از آن چه که حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يک انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يک جامعه.


آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي از نيمه ماه مبارک رمضان جزو تنقلات روي کرسي برخي محافل همکاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد.


همه ما مي دانيم که عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همکاران و همنوعان عزيزي است که به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.


خشونتي که حتي مي توانيم با دست وي را به خودکشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر...


پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل کشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همکاران ، روزنامه عزيز ؛ ( هنرپيشه مذکور به قول شما ) که گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي که در ماه مبارک رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا کنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت کامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي کافي براي خودکشي پيدا نکرده است و من زنده هستم ... هنوز.


کساني که با اين بي پروايي از بي حرمت کردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر کشته اند.
نجابت برخي هموطنان را که چه عرض کنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.


بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تکذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد.
جاي آن است که تشکر و قدرداني کافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تکذيب اين شايعه بنمايم.


انسانها ، متمدنين ، روشنفکران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود که شايعات و اکاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.


بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل کرديم. از ما که گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتک حرمت هايي نه براي آدمي که مي شناسيد ، نه براي مثلاً وي ، که براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بکنيم؟


- بني آدم اعضاي يک پيکرند
بعضي وقتها بد نيست که خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم که هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم که در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم که با شنيدن خودکشي جگرگوشه اش ممکن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم که شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع کند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد که درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.



و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يک لحظه ....
از ما که گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم که گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور کرده اندکه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شکند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نکنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
که آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است که مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تکه شده است براي شما

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 15:0  توسط حسین |