![]() |
![]() |
|
| بی کسی هم عالمی داره |
|
برخي سايت ها رنجنامه خانم زهرا ابراهيمي را که توسط عده اي مفسد و انسان نما با آبروي او بازي شده را بدين شرح منعکس کردند. حرف هاي جواني نيز همچون همه مردم ايران برائت خود را از اين اقدام زشت و ناپسند اشاعه دهندگان فحشا اعلام داشته و به سرکار خانم ابراهيمي مي گوييم شما هم خدايي داريد! ان ربک لشديد العقاب..
پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني. گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سکوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست. شايد اين شرح يک تجربه است. شايد اين يک شکايت است براي يکي از بازيگران زن سريال نرگس و يا من مسوولي هستم براي دفاع از آن چه که حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يک انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يک جامعه. آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي از نيمه ماه مبارک رمضان جزو تنقلات روي کرسي برخي محافل همکاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد. همه ما مي دانيم که عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت. خشونتي که حتي مي توانيم با دست وي را به خودکشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر... پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل کشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همکاران ، روزنامه عزيز ؛ ( هنرپيشه مذکور به قول شما ) که گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي که در ماه مبارک رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا کنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت کامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي کافي براي خودکشي پيدا نکرده است و من زنده هستم ... هنوز. کساني که با اين بي پروايي از بي حرمت کردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر کشته اند. بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تکذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد. انسانها ، متمدنين ، روشنفکران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود که شايعات و اکاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود. بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل کرديم. از ما که گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتک حرمت هايي نه براي آدمي که مي شناسيد ، نه براي مثلاً وي ، که براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بکنيم؟ - بني آدم اعضاي يک پيکرندبعضي وقتها بد نيست که خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم که هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم که در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم که با شنيدن خودکشي جگرگوشه اش ممکن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم که شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع کند ... گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد که درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.
و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يک لحظه .... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 15:0 توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|